سنجش میزان پیچیدگی اقتصادی ایران، در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه مدیریت، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران، ایران، بابلسر

2 استاد دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه مازندران ، ایران

3 دانشیار دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه مازندران، ایران، بابسر

4 دانشیار دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه مازندران، ایران، بابلسر

چکیده

یکی از مهمترین راهکارها در جهت مبارزۀ اقتصادی و مقاومت اقتصادی در شرایط تحریم، روی آوردن به اقتصادی مبتنی‌بر دانش است. توجه به نقش دانش در اقتصاد و رشد اقتصادی موضوع مهمی است که در نظریات اقتصادی روی آن تاکید بسیاری شده است. اقتصاد دانشی، تاب‌آوری کشورها را در شرایط تحریم، و در مقابله و مواجهه با فشارهای اقتصادی و سیاسی به حداکثر ممکن بدل می‌سازد. برای اندازه‌گیری میزان دانش به‌کاررفته در تولیدات یک کشور، شاخص‌های مختلفی وجود دارد که یکی از ایـن شـاخص‌هـا، شـاخص پیچیدگی اقتصادی می‌باشد. رویکرد پیچیدگی اقتصادی مبتنی بر این ایدئولوژی است که محصولات تولید شده در اقتصـاد مـی‌تواننـد معـرف میزان دانش و مهارت مورد نیاز جهت تولید آنها باشند و با این فرض که کشورها محصولی را تولید نمی‌کننـد مگـر آنکه دانش و مهارت تولید آن را داشته باشند، سعی در محاسبه میزان انباشت دانـش و مهـارت نهفتـه در اقتصـاد را خواهد داشت. در این مقاله ابتدا ضمن تبیین مفهوم اقتصاد مقاومتی، به شاخص پیچیدگی اقتصادی و نحوه محاسبه آن اشاره می گردد. سپس به بررسی وضعیت صادرات ایران و شرکای تجاری‌اش در فاصله سال‌های 2016- 1985 از منظر پیچیدگی اقتصادی می‌پردازیم. نتایج تحقیق نشان می‌دهد کشور ایران در مقایسه با شرکای تجاری خود، در زمینه پیچیدگی اقتصادی و به تبع آن اقتصاد مقاومتی، در جایگاه مناسبی قرار ندارد و تا رسیدن به جایگاه مطلوب فاصله زیادی دارد؛ که نیازمند توجه ویژه سیاست‌گذاران برای ارتقاء جایگاه ایران در این شاخص می‌باشد.

کلیدواژه‌ها